تغييرات
عزيزدل مادر، دردونه ي من ، به لطف خدا وارد هفته ي ١٢ شديم، شنبه ي هفته ي آينده اولين سونو و آزمايش غربالگري داريم، دارم لحظه شماري ميكنم كه بتونم ببينم، از خدا خواستم و نذر كردم كه همه چيزت صحيح و سالم باشه، راستش بابت ويار بدي كه داشتم احساس ميكنم بهت فشار اومده، اما بقيه ميگن كه ني ني چيزي احساس نكرده، اما من باز نگرانم.
اين چند روزه كه بهتر شدم خاطرات وبلاگ سارا جون و مريم جون والهام جون رو كامل خوندم، بهم انژري داد، راستش به خاطر اين كه وقتي وبلاگشون رو خوندم ديدم زمان زود ميگذره و بقيه هم ويار داشتند كه گذشته، اما واقعا زمان براي من نميگذره
فكر ميكنم سختيش هم تا همون هفته بيست باشه، وقتي بتونم حست كنم مطمئنم ديگه هيچ چيز برام مهم نيست.
گلم به خاطر اومدن شما ما داريم كلي تغيير ميديم، اول از همه مبل سفارش داديم، بعد پرده و فرش، بعدشم ميخوام براي عيد خودم يواش يواش، كوچلو كوچلو خونه تكنوني كنم، واقعا دلم بر نميداره خونه كثيف باشه براي نوروز، تازه امسال نوروز ما با هر سال فرق ميكنه، امسال توني ني گلم پيش مايي، حالا باز نزديك تولد شما يه مختصر خونه تكوني ميكنم، اما براي سال جديد سر جاشه
نميدونم براي خريد امسال چيكار كنم، نميدونم چقدر شكل ظاهرم عوض ميشه، به خاطر اين هنوز تصميمي نگرفتم، گذاشتم تقريبا لحظه ي آخر خريد كنم، ديگه ديگه فعلا خبرا همين بود گل من
انشااله كه شنبه ي ديگه جواب سونو وآزمايش همه چيز صحيح و سالم باشه



تغييرات 



